محمد تقي جعفري
60
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
و امّا اگر هستى موجود برين را كه خدا است بپذيريم ، واقعيت تمام هستى را كه از آن موجود برين صادر مىشود ، بدون ترديد خواهيم پذيرفت . قسم دوم - واقعيات رفتار بشرى در مسير زندگى است . بشر چه بايد بكند بدون پذيرش استناد حق در رفتار بشرى به خداوند ، پاسخى براى اين سؤال نداريم . يعنى اگر ملاك حق و حقيقت را در شئون حيات بشرى كه با انديشه و رفتار خودش آن را به وجود مىآورد و شكل مىدهد ، به خدا مستند ندانيم ، هيچ ملاكى براى اثبات اين كه اين كار بشرى حق است و آن يكى باطل است ، نداريم جز تكرار ادّعا . اين همان اعتراض است كه كاپلستون در مصاحبه با راسل مطرح مىكند و مىگويد : آقاى راسل ، اگر ملاك حق و باطل خدا نباشد ، تفاوت ميان جنايتكاران و انسانهاى كمال يافته چيست راسل كه از پاسخ ناتوان مىماند ، مىگويد : بلى ، بعضى اشخاص رنگ زرد را دوست دارند ، بعضى ديگر رنگ ديگر را البته [ ما مضمون اعتراض و پاسخ آن دو شخصيت را نقل كرديم ] به نظر ما اعتراض كاپلستون با روش مكتبى و جهان بينى كسانى كه خدا را پشتيبان و ملاك حق نمىدانند ، به هيچ وجه پاسخ داده نخواهد شد . اين جانب در مراسلاتى كه با راسل داشتم ، همين مسئله را مطرح كرده بودم ، ولى ايشان پاسخى براى مسئله نداشتند . 7 - قانون حق است : * ( قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا ) * ( 1 ) . ( و نكشيد نفسى را كه خداوند محترم نموده است ، مگر از روى قانون ) . * ( يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ ) * ( 2 ) . ( اى داود ، ما ترا در روى زمين خليفه قرار داديم ، ميان مردم با قانون حكم كن ) .
--> ( 1 ) الاسراء آيهء 33 . ( 2 ) ص آيهء 26 .